کاربرد بیو تکنولوژی در ژنتیک واصلاح دام

کاربرد بیو تکنولوژی در ژنتیک واصلاح دام

بیوتکنولوژی یا فنآوری زیستی، که به صورت توانائی بکارگیری فرآیندهای زیستی در بعد صنعتی تعریف میشود در دو دههِ گذشته، کاربردهای گستردهای در عرصه های کشاورزی وبهداشت، محیط زیست و غیره یافته است.
بیوتکنولوژی در مفهوم عام و نزد اکثریت مردم معنای درآمد بی دردسر را تداعی نموده است و در دههِ اخیر این کلمه را غالبا به مفهوم همه چیز برای همهِ مردم کار می برند.
تاریخچه بیوتکنولوژی نشان می هد که سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل می رسد. درزمان سومریان و رومیها از میکروارگانیزمها استفاده میکردند. حتی در جنگ جهانی نیز آلمانها که ازواردات گلیسرول برای تهیه مادهِ منفجره ناامید شده بودند از راه تولید میکروبی از مخمر به گلیسرول رسیدند .از دهه1980، بیوتکنولوژی زمینهِ جدیدی را برای رشد پیدا نمود که‌این تغییر مرهون پیشرفتی است که حاصل فن‌آوری برش و اتصال مولکولDNA به صورت دلخواه میباشد. اکنون این تفکر که بیوتکنولوژی با تکیه بر دستاوردهای مهندسی ژنتیک قادر است منافع عظیمی را نصیب بشریت نمایند، به شدت تقویت یافته است.
مهندسی ژنتیک در واقع انقلاب عظیمی را در علوم زیستی به وجود آورده‌و با سابقهِ کوتاه قریب بیست سال، سرشار از نتایج مثبت است. تحلیلگران آگاه قرن آینده را قرن امپراطوری مهندسی ژنتیک، کامپیوتر و لیزر نامیده‌اند. امروزه در اثر مطالعات عمیق و بررسیهای ژرف مرزهای ژنتیک مولکولی و یافته های‌ مربوطه شناخت ژنها به گونه‌ای دور از تصور گسترش یافته و حجم اط‌اعات حاصله و رشد روزافزون آن قابل مقایسه با هیچ دورانی نمی باشد. نمودار زیر به بعضی ازتوانمندیهای بیوتکنولوژی در علوم مختلف اشاره می کند:

تلقیح مصنوعی :
‌‌‌‌اکنون تلقیح مصنوعی به یک فن‌آوری کاربردی با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است وسطح وسیع در جمعیتهای گاوهای شیری برای کاهش هزینه نگهداری گاو نر و همچنین سرعت بخشیدن به پیشرفت ژنتیکی انجام می گیرد. تلقیح مصنوعی برنامه های تست نتاج را در مقیاس گسترده امکانپذیر می کند برای استفاده از این تکنیک روشهای دیگری برای انجماد اسپرم با نیتروژن مایع و رقیق کردن اسپرم ابداع گردیده است. در بعضی از کشورها همانند دانمارک و هلند استفاده عملی از تلقیح مصنوعی در صددرصد گاوداریها انجام می گیرد.

انجماد جنین :
Leibo از اولین گاو آبستن از جنین منجمد شده در بیست سال پیش گزارش می هد و نتیجه گرفت که جنین منجمد شده نسبت به جنین تازه 01% باروریش را از دست داده است در هر بار تخمکریزی ماده گاوها در شرایط طبیعی فقط یک اووسیت آزاد میکنند که صورت باروری دورهِ آبستنی طولانی را نیز به دنبال دارد بنابراین‌ از این طریق پیشرفت ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر کند است. از سویی دیگر ماده گاو در طول عمر باروری خود، فقط چند گوساله تولید خواهد کرد که معمولا از ده گوساله کمتر است. از اینرو روشهائی که بتوانند تعداد گوساله ناشی از ماده گاوهای با ارزش ژنتیکی بالا را افزایش دهند، مزایای شایان توجهی خواهند داشت. یکی ازاین روشها سوپر اوولاسیون است که باعث افزایش امکان دوقلوزائی در گله می شود.

انتقال جنین :
‌‌‌ انتقال جنین از دیگر ابزار و تکنیکهای‌ اصلاحگران‌ برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ پیشرفت‌ ژنتیکی گله‌ می‌باشد. عیب‌ روشهای‌ انتقال‌ جنین‌ اینست‌ که‌ گوساله‌های‌ بدست‌ آمده‌ ممکن‌ است‌ متعلق‌ به‌یک‌ جنس‌ نباشند و بنابراین‌ احتمال‌ ایجاد گوسالهِ فریمارتین‌ افزایش‌ می‌یابد. با انتقال‌ جنین‌ می‌توان‌میانگین‌ تعداد زایش‌ در طول‌ عمر اقتصادی‌ گاو را از چهار شکم‌ به‌ بیست‌ و پنج‌ یا بیشتر افزایش‌ داد ودر نتیجه‌ نتاج‌ دامهای‌ مادهِ انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ افزایش‌ می‌یابد .
لقاح‌ آزمایشگاهی :
‌‌‌‌لقاح‌ آزمایشگاهی(IVF)یکی‌ از روشهایی‌ است‌ که‌ جنین‌های‌ مورد نیاز برای‌ انتقال‌ را فراهم می‌کند این‌ فرایند شامل‌ مراحل‌ زیر است:
-
تحریک‌ تخمک‌ گذاری‌ در گاوهای‌ ماده‌ و جمع‌ آوری‌ اسپرم‌ در گاوهای‌ نر
-
کنترل‌ رشد فولیکول‌ بوسیله‌ اولتراسوند
-
جمع‌ آوری‌ تخمک‌ بوسیلهِ لاپارسکوپی‌
-
لقاح‌ در آزمایشگاه‌ و کشت‌ جنین‌
این‌ جنین‌ها پس‌ از آمادگی‌ گاو گیرنده‌ آماده‌ انتقال‌ می‌شوند
تعیین‌ جنسیت :
‌‌‌‌یک‌ تفاوت‌ بارز ژنتیکی‌ بین‌ افراد جنسیت‌ است. توانائی‌ تعیین‌ جنسیت‌ در جنین‌ می‌تواند مدیریت‌ برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژادی‌ مهم‌ باشد یکی‌ از بهترین‌ مثالها در صنعت‌ گاوشیرده‌ جایگزین‌کردن‌ ماده‌هاست‌ که‌ همیشه‌ موردنیاز است. از آنجائی‌ که‌ معمولاإ 05% آبستنی‌ها، تولید گوساله‌ ماده‌می‌کند اهمیت‌ توسعه‌ روشهای‌ تعیین‌ جنسیت‌ جنین‌ در پرورش‌ گاوهای‌ شیرده‌ و نیز گاوهای‌ گوشتی‌محرز است‌ (27، 281). چندین‌ روش‌ برای‌ تشخیص‌ جنسیت‌ به‌ طور موفقیت‌ آمیز استفاده‌ می‌شودکه‌ به‌ ترتیب‌ عبارتند از روش‌ سیتوژنتیکی، تفکیک‌ اسپرمهای‌ حاوی‌ کروموزمهای‌ متفاوت، تعیین‌ایمینولوژیکی‌ آنتی‌ژنH-Y ‌، استفاده‌ از کاوشگرهایDNA ‌ می‌باشد.
حیوانات‌ همانندسازی‌ شده :
‌‌‌‌در این‌ روشها هستهِ سلولهای‌ بالغ‌ و تمایز یافته‌ را در مرحلهِ خاصی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غیرباروری‌ که‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ می‌نمایند. بدین‌ ترتیب‌ تولد بره‌های‌ زنده‌ از سلولهای‌سوماتیک‌ مثل‌ غدد پستانی‌ امری‌ شدنی‌ است‌ و از مزایای‌ این‌ عمل‌ کاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و استفاده‌ ازتعداد محدودی‌ از حیوانات‌ بسیار شایسته‌ و در نتیجه‌ پیشرفت‌ ژنتیکی‌ سریع‌ در گله‌ است‌


روشهای‌ ایجاد حیوانات‌ تراریخت‌ :
‌‌‌‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقیم‌ ژنهای‌ کنترل‌ کنندهِ هورمونها به‌ ژنوم‌ حیوانات‌ استفاده‌ می‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهائی‌ کافی‌ نیست‌ و تنظیم‌ دقیق‌ و بیان‌ یا تظاهر ژن‌نیز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سیستم‌ ژنتیکی‌ حیوان‌ می‌توان‌ میزان‌ تولید هورمون‌ را به‌ مقدارزیادی‌ افزایش‌ داد. از حیوانات‌ ترانس‌ ژنیک‌ نظیر موش‌ جهت‌ تشخیص‌ بیماریهای‌ مهلک‌ و خطرناک‌نظیر سرطان‌ و کم‌خونی‌ استفاده‌ می‌شود تولید پروتئینهای‌ داروئی‌ نیز توسط‌ حیوانات‌ ترانسژنیک‌امکانپذیر است. برای‌ تولید پروتئین‌ داروئی‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تکنیکهای‌ ریز تزریقی‌ و غیره‌ به‌داخل‌ جنین تک‌ سلولی‌ تزریق‌ می‌گردد. سپس‌ جنینها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گیرنده‌ جایگزین‌ می‌کنندبه‌ این‌ ترتیب‌ تعدادی‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانسژنیک، خواهند بود که‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهای‌بعد انتقال‌ دهند. عیب‌ این‌ روشها اینست‌ که‌ حیواناتی‌ که‌ جدید و پرتولید در نظر گرفته‌ می‌شوندممکن‌ است‌ حاوی‌ ژنهای‌ مطلوب‌ نباشند.
‌‌‌‌یکی‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهای‌ شیرده، تغییر ترکیبات‌ شیر می‌باشد. مقدار پنیر تولید مستقیما به‌ خصوصیت‌ مقدار کاپاکازئین‌ شیر وابسته‌ است‌ بدین‌ معنی‌ که‌ مایه‌ پنیر فقط‌ کاپاکازئین‌ راسوبسترا قرار می‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ که‌ 5% وزن‌ کازئین‌ اولیه‌ را دارد و یک‌بخش‌ بزرگتر که‌ پاراکاپاکازئین‌ است‌ تقسیم‌ می‌کند.
‌‌‌‌پاراکازئینات‌ حاصل‌ از محلول‌ مایهِ پنیر در برابر یون‌ کلسیم‌ حساس‌ بوده‌ و رسوب‌ می‌کندتجزیه‌ کاپاکازئین‌ باعث‌ بهم‌ خوردن‌ تعادل‌ بارهای‌ الکتریکی‌ شده‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مهاجرت‌ کازئینو به‌فاز محلول‌ عامل‌ اصلی‌ و ضروری‌ برای‌ منعقد شدن‌ شیر، می‌باشد. بنابراین‌ افزایش‌ تولید کاپاکازئین‌با تکنیک‌ انتقال‌ ژن‌ یک‌ احتمال‌ منطقی‌ به‌ نظر می‌رسد (4). هدف‌ دیگر در انتقال‌ ژن‌ تغییر لاکتوز شیرمی‌باشد که‌ کمک‌ بزرگی‌ به‌ امکان‌ مصرف‌ شیر توسط‌ بسیاری‌ از افراد است‌ که‌ حساس‌ به‌ لاکتوزهستند و قدرت‌ هضم‌ لاکتوز بعد از مصرف‌ شیر یا مواد غذائی‌ حاوی‌ شیر را ندارند.
‌‌‌‌اگر چه‌ تکنیک‌ انتقال‌ ژن‌ خبر از تولید تعدادی‌ از دامهای‌ پرتولید از لحاظ‌ ژنتیکی‌ را می‌دهد .سیر ترقی‌ آن‌ آهسته‌ است. توسعه‌ نژادهائی‌ از حیوانات‌ که‌ در برابر عفونتها مقاوم‌ هستند وبا روشهای‌ترانسژنیک‌ از مصونیت‌ ایمینولوژیکی‌ توارث‌پذیر برخوردار شوند نیز از اهداف‌ دیگر تولید حیوانات‌ترانس‌ژنیک‌ می‌باشد .
‌‌‌‌شماری‌ از ژنهای‌ کاندیدا که‌ در سیستم‌ ایمنی‌ سهیم‌ هستند همانند ژنهای‌ گیرندهِ سلولهایT ژنهای‌ مربوط‌ به‌ غدد لنفاوی‌ و ژنهای‌ عمدهِ سازگاری‌ بافتیMHC  برای‌ انتقال‌ ژن‌ موردمطالعه‌ قرار گرفته‌اند.

 یکی‌ از موفقیت‌آمیزترین‌ آزمایشات‌ ترانسژنیک‌ ایجاد خوکهای‌ تولید کنندهِموگلوبین‌ انسانی‌ است‌ به‌ اینصورت‌ که‌ ناحیهِ تنظیم‌ کنندهِ ژن‌ بتاگلوبین‌ در انسان‌ را به‌ دو ژن‌آلفاگلوبین‌ متصل‌ نموده‌ و در نتیجه‌ خوک‌ ترانسژنیک‌ قادر به‌ تولید هموگلوبین‌ انسانی‌ در سلولهای‌خون‌ خود می‌باشد. بوسیلهِ آزمایشهای‌ شیمیائی‌ مختلف، مشخص‌ شده‌ است‌ که‌ هموگلوبین‌ انسانی‌در خوک‌ ترانسژنیک‌ همان‌ خصوصیات‌ هموگلوبین‌ طبیعی‌ انسانی‌ را دارد. البته‌ علی‌رغم‌ این‌ موفقیت‌به‌ هرحال‌ هموگلوبین‌ آزاد ممکن‌ است‌ که‌ جواب‌ مشکل‌ نباشد چون‌ این‌ هموگلوبین‌ قادر به‌ تبادل‌اکسیژن‌ بعد از ورود به‌ گلبولهای‌ قرمز انسان‌ نخواهد بود و معضل‌ تجزیه‌ شدن‌ آن‌ مسئله‌ دیگری‌ است .


‌‌‌‌محدودیتهای‌ فرایند ترانسژنیک‌ در دامهای‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو عبارتند از:
- دامهای‌ بزرگ‌ تعداد زیاد تخمک‌ ایجاد نمی‌کنند.
-
کاشتن‌ دوباره‌ جنین‌ دستکاری‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگی‌ فقط‌یک‌ فرزند متولد می‌شود کار آسانی‌ نیست.
-
سیتوپلاسم‌ حیوانات‌ اهلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ کدر است‌ که‌ مشاهدهِ پیش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ویژه‌ ممکن‌ نیست‌
‌‌‌‌یکی‌ از ایده‌هائی‌ که‌ بسیار بعید به‌ نظر می‌رسد شناسائی‌ ژنهای‌ مسئول‌ خواب‌ زمستانی‌خرسها وانتقال‌ آنها به‌ گاوهای‌ گوشتی‌ می‌باشد که‌ احتمالا هزینهِ خوراک‌ را به‌ میزان‌ زیادی‌ کاهش‌خواهد داد
‌‌‌‌در مورد طیور، مسئله‌ ترانس‌ژنیک‌ بصورت‌ مقاومت‌ به‌ بیماریهائی‌ مثل‌ کوکسیدوز، لکوزافزایش‌ کیفیت‌ گوشت‌ یا پایین‌ آوردن‌ کلسترول‌ تخم‌مرغ‌ مطرح‌ می‌شد.
‌‌‌‌در مورد ماهی‌ تزریقDNA ‌ به‌ داخل‌ تخم‌ بارور در شماری‌ از گونه‌ها دیده‌ شده‌ است‌ در ماپیش‌ هسته‌ کاملا در زیر میکروسکوپ‌ قابل‌ روِیت‌ نیست‌ بنابراینDNA ‌ به‌ داخل‌ سیتوپلاسم‌تخمهای‌ بارور یا جنینهائی‌ که‌ در مرحلهِ چهار سلولی‌ هستند تزریق‌ می‌شود.
‌‌‌‌بر خلاف‌ پستانداران‌ در ماهی‌ لقاح‌ خارجی‌ است‌ و رشد جنین‌ در آب‌ صورت‌ می‌گیرد. از اینرو نیاز به‌ روشهای‌ لانه‌ گزینی‌ وجود ندارد. جنین‌ می‌تواند با تنظیم‌ دمای‌ تانک‌ زنده‌ بماند. امکان‌بقای‌ تخم‌ ماهی‌ بعد از تزریقDNA ‌ بالاست‌ و حدود35 تا 80 درصد می‌باشد و ایجاد ماهی‌ترانس‌ژنیک‌ درصد احتمالی‌ حدود 10 تا 70 درصد دارد .بسیاری‌ از مطالعات‌ اولیه‌ روی‌ماهیهای‌ ترانسژنیک، بر روی‌ آزمایشات‌ انتقال‌ ژن‌ هورمون‌ رشد استوار است‌ .
ژن‌ درمانی‌ :
‌‌‌‌ژن‌ درمانی‌ اصلاح‌ یک‌ اشتباه‌ متابولیسمی‌ مادرزادی‌ با وارد کردن‌ یک‌ ژن‌ طبیعی‌ در فرد مبتلامی‌باشد. البته‌ در مورد جانوران‌ اشتیاق‌ زیادی‌ برای‌ زنده‌ نگاه‌ داشتن‌ مبتلایان‌ به‌ بیماریهای‌ شدید وسخت‌ ژنتیکی‌ وجود ندارد.
‌‌‌‌اخیراإ روش‌ انتقال‌ ژنها در داخل‌ سلول‌ نطفه‌ای‌ موش‌ به‌ منظور رفع‌ یک‌ نقص‌ ژنتیکی‌ موردتجربه‌ قرار گرفته‌ است. در این‌ تجربه‌ ملکولهایDNA ‌را که‌ شامل‌ ردیف‌ کددار برای‌ سنتز پروتئین‌آزاد کنندهِ گونادوتروپین(Ghrh)هستند، بداخل‌ هسته‌ تخمک‌ بارور موشهائی‌ که‌ مبتلا به‌ کم‌کاری‌ موروثی‌ غدد جنسی‌ بودند تزریق‌ نمودند. ژن‌ تزریق‌ شده‌ در هیپوتالاموس‌ تعدادی‌ از موشهای‌تولید شده، فعال‌ گردید و رمز خود را در راه‌ سنتز هورمون‌ نامبرده‌ بیان‌ داشت. بعلاوه‌ فعالیت‌ ژن‌بطور طبیعی‌ تحت‌ اثر سیستم‌ تنظیم‌ کننده‌ قرار گرفته‌ و حیوان‌ از هر لحاظ‌ طبیعی‌ بوده‌ است. از این‌گذشته‌ در نسلهای‌ بعدی‌ حیوان‌ نیز اثری‌ دال‌ بر کمبودGhrh مشاهده‌ نشده‌ است‌
تشخیص‌ بیمارهای‌ دامی‌ :
‌‌‌‌روشهای‌ معمول‌ تشخیص‌ بیماریها در آزمایشهای‌ از جمله‌ آزمایشات‌ سرولوژی‌ و تزریق عوامل‌ بیماری‌زا به‌ حیوان‌ خطرناک‌ و کند است. در روشهای‌ تشخیص‌ با کشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوی‌ عوامل‌ بیماری‌زا، تولید آنتی‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتی‌بادی‌ شناسائی‌ می‌شوند. عیب‌ این‌روش‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از میکروبها دیر رشد هستند و کشت‌ حدود 1-3 ماه‌ طول‌ می‌کشد .
‌‌‌‌روش‌ دیگر تشخیص‌ بیماری‌ نمونه‌گیری‌ از خون‌ و بررسی‌ آنتی‌بادی‌ است‌ که‌ بدن‌ در مقابل آنتی‌ژنها تولید نموده‌ است. عیب‌ این‌ روش‌ هم‌ اینست‌ که‌ بیماری‌ باید تا مرحلهِ خاصی‌ پیشرفت‌نماید. از جدیدترین‌ روشهای‌ تشخیص، استفاده‌ از واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌مراز(PCR)برای‌ تعیین‌DNA میکروارگانیزمهای‌ پاتوژن‌ است‌ و این‌ تشخیص‌ بر خلاف‌ روشهای‌ معمول‌ چند روز بیشترطول‌ نمی‌کشد و به‌ محصولات‌ بیولوژیکی‌ دیگر نیز نیاز ندارد .
انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها :
‌‌‌‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ کمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همهِ اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 باپایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد .‌‌‌‌ژنتیک‌ کمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را که‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفکیک‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ کوچک‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع‌مورد تردید است‌ که‌ همه‌ ژنهای‌ موِثر بر صفات‌ کمی، کوچک‌ اثر باشند و ممکن‌ است‌ بعضی‌ ژنهاسهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیکی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملکرد ژنها بایدخصوصیات‌ ژنها به‌ تنهائی‌ نیز بررسی‌ شود . روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسائی‌ حیوانات‌دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ که‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ واستفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملکرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثارافزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موِثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ براساس‌ فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل ‌محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها دریک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ‌(7)، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فردراناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبهِ سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکانپذیر است.
‌‌‌‌شناخت‌ ملکولی‌ ژنهائی‌ که‌ بزرگ‌ اثر هستند ممکن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیکی فراهم‌ کند . علم‌ ژنتیک‌ ملکولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌کوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها،نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولکولی‌ بررسی‌ نماید.
‌‌‌‌شناسائی‌ طبیعت‌ کنترل‌ صفات، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلکه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یک‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود که‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به ‌کمک‌ نشانگرهشت مشهور است‌. ژنتیک‌ ملکولی‌ و بیوشیمی‌ شکاف‌ و نقایص‌ ژنتیک‌ کمی‌ راپر کرده‌ و درک‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ کمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.
‌‌‌‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد، مارکر یا نشانگر مولکولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوکلئوتیدهایDNA ‌  که‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهائی‌است‌ که‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممکن‌ است‌ بین‌ قطعه‌ویژه‌ای‌ که‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملکرد نتاج‌ یک‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ کروموزومی‌ که‌ از والدین‌ دریافت‌ کرده‌اند انتخاب‌ کرد ..
‌‌‌‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملکرد حیوان‌ بی تاثير است‌ ولی‌ با یک‌ ژن‌ تاءثیرگذارروی‌ عملکرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ بهQTL ‌آن‌ را ارزشمند می‌کند. ما با استفاده‌ از نشانگرژنتیکی‌ مستقیماإ روی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسائی‌ تنوع‌ در سطحDNA ‌ قادر خواهیم‌ بودتفاوت‌ صحیح‌ ژنتیکی‌ دو فرد را بررسی‌ کنیم.
‌‌‌‌روش‌ مناسب‌ ترکیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد كه باعث‌ افزایش‌ دقت‌ و کاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و نهایتا افزایش‌ پاسخ‌ به‌ انتخاب‌ می‌گردد.‌‌‌‌مزیت‌ انتخاب‌ به‌ کمک‌ نشانگر در یک‌ صفت‌ نسبت‌ به‌ روشهای‌ انتخاب‌ براساس‌ فنوتیپ بستگی‌ به‌ وراثت‌پذیری‌ صفت‌ دارد .

انتخاب‌ براساس‌ نشانگر در موارد زیر مفید است:
-
وراثت‌ پذیری‌ صفت‌ کم‌ باشد
-
صفت‌ محدود به‌ جنس
-
صفت‌ در ابتدای‌ زندگی‌ باشد
-
اط‌لاعات‌ از والدین‌ جمعیت‌ حاضر وجود نداشته‌ باشد.
-
صفات‌ لاشه‌ یا صفاتی‌ که‌ اندازه‌گیری‌ آن‌ مشکل‌ و پرهزینه‌ است‌
‌‌‌‌عیب‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر فقط‌ در احتمال‌ نوترکیبی‌ است‌ که‌ سودمندی‌ آن‌ را کاهش می‌دهد.

از سه‌ راه‌ کلی‌ اط‌لاعات‌ مستقیم‌ بدست‌ آمده‌ از سطح‌ ژنها در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ موِثراست:
- نشانگرها می‌توانند فاصله‌ نسلی‌ را کاهش‌ دهند و اجازه‌ دهند که‌ انتخاب‌ در مراحل‌ زودتری‌ اززندگی‌ صورت‌ گیرد
-
دقت‌ انتخاب‌ را با فراهم‌ کردن‌ اط‌لاعات‌ بیشتر برای‌ تخمین‌ افزایش‌ می دهد.
-
نشانگر شدت‌ انتخاب‌ را افزایش‌ داده‌ و اجازه‌ انتخاب‌ کاندیدهای‌ اصلی‌ را از میان‌ تعداد زیادی‌کاندیدا برای‌ انتخاب‌ فراهم‌ می‌کند.
Denise‌‌‌‌ 1998
در یک‌ گزارش‌ از مرور منابع،QTL هائی‌ که‌ در جمعیتهای‌ گاو مشخص‌ شده بودند را بررسی‌ نمودند. در گاوهای‌ گوشتیQTL ‌هائی‌ برای‌ وزن‌ تولد، رشدشاخ، رشد قبل‌ ازشیرگیری‌ و چربی‌ پیدا شده‌ که‌ اینQTL ‌ها با مارکرهای‌ ژنتیکی‌ همبستگی‌ نشان‌ داده‌اند.همچنین‌ در گاو برای‌ تشخیص‌ هیپرتروفی‌ ماهیچه و بیماری‌ پومپ(11) از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌مستقیم‌ آن‌ استفاده‌ می‌شود. علاوه‌ بر این‌ در گاوهای‌ شیر ده‌ مارکرهای‌ پیوسته‌ای‌ برای‌ شیر وترکیبات‌ آن، تولید پنیر و بیماریBLAD ‌ گزارش شده‌ است‌.
‌‌‌‌در خوکQTL ‌هائی‌ برای‌ باروری، رشد از تولد تا30 کیلوگرمی، چربی‌ پشتی‌ و شکمی گزارش‌ شده‌ است.

کاربرد نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ در آزمون‌ نتاج ‌:
‌‌‌‌در آزمون‌ نتاج‌ نرهای‌ جوانی‌ که‌ از نرها و ماده‌های‌ با ارزش‌ اصلاحی‌ بالا حاصل‌ شده‌است براساس‌ عملکرد50-100عدد از دخترانشان‌ آزمون‌ می‌گردند. در آزمون‌ نتاج‌ زمان‌ طولانی‌ صرف‌می‌شود بطوری‌ که‌ 5-6 سال‌ برای‌ تایید(proof) کاندیدا صرف‌ شود. تخمین‌ ارزش‌ اصلاحی‌ نرها ازروی‌ رکورد دختران‌ به‌ هزینه‌ای‌ بالغ‌ بر 45000 دلار به‌ ازای‌ هر نر نیاز دارد و تنها 10% از نرهای‌آزمون‌ شده‌ در یک‌ برنامهِ اصلاحی‌ انتخاب‌ می‌شوند.‌‌‌‌اگر چه‌ این‌ روش‌ به‌ طور موِثر شایستگی‌ ژنتیکی‌ گله‌ را بهبود می‌بخشد ولی‌ روشهائی‌ که‌ در آن ارزش‌ اصلاحی‌ یک‌ حیوان‌ سریعتر تشخیص‌ داده‌ شود ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد .‌‌‌‌امروزهQTL ‌ به‌ عنوان‌ اط‌لاعاتی‌ که‌ می‌توان‌ برای‌ انتخاب‌ افراد براساس‌ ژنوتیپ‌ استفاده‌ کرد برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ برآورد ارزش‌ اصلاحی، مطرح‌ گردیده‌ است.

تاثیر انتخاب‌ روی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر  :
VAN Arendonk
‌‌‌‌ گزارش‌ کردند با توجه‌ به‌ اینکه‌ انتخاب‌ براساس نشانگر باعث‌ افزایش‌ فراوانی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر می‌شود، فقط‌ در پنج‌ نسل‌ این‌ سودمندی‌ ادامه‌ خواهدداشت‌ و در زمان‌ طولانی، فراوانی‌ اللهای‌ مطلوبQTL ‌ تثبیت‌ می‌شود. لذا در دراز مدت‌ بهتر است‌که‌ از اط‌لاعاتQTL ‌ کمتر استفاده‌ شود .
‌‌‌‌برآورد ارزش‌ اصلاحی‌ حیوانات‌ با استفاده‌ از روشهای‌ موِثری‌ چونBLUP ‌که‌ مبنای رکوردهای‌ فنوتیپی‌ افراد می‌باشد باعث‌ افزایش‌ همخونی‌ و همچنین‌ کاهش‌ اندازهِ موِثر جمعیت‌می‌شود.
‌‌‌‌درBLUP ما با تغییر فراوانی‌ ژنهای‌ کوچک‌ اثر، تنوع‌ ژنتیکی‌ را کاهش‌ نخواهیم‌ داد ولی‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر که‌ هدف‌ آن‌ افزایش‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثرQTLاست، اعمال‌ شود این‌ استراتژی‌فقط‌ برای‌ انتخاب‌ کوتاه‌ مدت‌ (حداکثر 5 سال) مفید خواهد بود
‌‌‌‌بهرحال‌ در هر دو روش‌ انتخابBLUP ‌ و انتخاب‌ براساس‌ نشانگر آللهای‌ مثبت،QTL جمعیت‌ تثبیت‌ می‌شود و حداکثر پاسخ‌ ممکن‌ برایQTL ‌ بدست‌ می‌آید با این‌ تفاوت‌ که‌ روشهای‌متداول‌ آماری، تفاوت‌ انتخاب‌ کمتری‌ را برای‌ تثبیت‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر اختصاص‌ می‌دهند و در نتیجه‌در انتخاب‌ دراز مدت‌ روش‌ مبتنی‌ برBLUP نسبت‌ بهMAS ‌ مفیدتر خواهد بود .

 

معرفي اجمالي برخي از حوزه‌هاي كمتر توجه ‌شدة بيوتكنولوژي در كشور و ريشه‌يابي علل اين رويكرد :

اگرچه سابقة فعاليت در عرصة بيوتكنولوژي نوين در كشور به بيش از دو دهه مي‌رسد و در اين مدت اقداماتي نيز براي بهره‌گيري از اين فناوري انجام شده است، اما بايد بررسي شود كه اين اقدامات تا چه ميزان بر مبناي نيازها و مزيت‌هاي نسبي كشور بوده‌اند.از آنجايي‌كه بيوتكنولوژي يك فناوري است تا علم، بنابراين تأكيد مطلب حاضر بر توان توليد و صنعتي كردن حوزه‌هاي ذكر شده است تا انجام تحقيقات بنيادي و توليد علم؛ چراكه در برخي از مواردي كه با نام حوزه‌هاي كمتر توجه شده در ذيل معرفي شده‌اند، سابقة تحقيقات حتي به اوايل دهة پنجاه شمسي بر‌مي‌گردد، اما نشاني از آنها در صنعت و بازار يافت نمي‌شود:

استفاده از بيوتكنولوژي در صنعت دامپروري

امروزه از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي، در صنايع پرورش دام، طيور و آبزيان به منظور اصلاح ‌نژاد، افزايش كمي و كيفي محصول و مقابله با بيماري‌ها به‌طور گسترده‌اي بهره‌گيري مي‌شود.
ايران نيز به لحاظ دامپروري و توليد فرآورده‌هاي دامي داراي مزاياي نسبي فراواني است؛ به طوري‌كه تقريباً تمام دام‌هاي ارزشمند، در ايران قابل پرورش و نگهداري هستند. اين مزيت، صنعت توليد دام و فرآورده‌هاي آن را در كشور در زمرة صنايع پردرآمد و مهم قرار داده است. در اين بين، بيوتكنولوژي با توجه به كاربردهاي وسيع آن، مي‌تواند در توسعه و ارتقاي صنعت مذكور نقش به‌سزايي ايفا نمايد.

اهميت اقتصادي

طبق آمارهاي رسمي، سهم بخش كشاورزي كشور از توليد ناخالص ملي حدود 25 درصد است كه از اين ميزان، 45 درصد مربوط به دامپروري است. با اين تفسير، حدود 11 درصد از توليد ناخالص ملي از دامپروري تأمين مي‌شود؛ ضمن اين‌كه، صنعت دامپروري به‌دليل گستردگي، از اشتغال‌زايي بسيار بالايي نيز برخوردار است. از لحاظ تعداد دام نيز، حدود 7 تا 8 ميليون رأس گاو و 70 تا 80 ميليون رأس گوسفند و بز در كشور وجود دارد. علاوه بر اين، سالانه حدود 800 ميليون تا يك ميليارد قطعه مرغ در كشور توليد مي‌شود. سهم توليدات اين ميزان دام و طيور در كشور با احتساب فرآورده‌هاي آن‌ها در حدود 7 تا 8 ميليارد دلار مي‌باشد كه رقم قابل توجهي را در مقايسه با ‌درآمدهاي نفتي تشكيل مي‌دهد. بنابراين، حوزة دامپروري، بدون شك يكي از مهم‌ترين بخش‌هاي اقتصادي و قابل توجه در كشور مي‌باشد. البته چنانچه به نقش اين حوزه، در تأمين بخش عمده‌اي از نيازهاي غذايي و پروتئيني كشور نيز اشاره شود، اهميت استراتژيك آن در حفظ استقلال ملي نيز روشن خواهد شد.
بنابراين، اگر به كمك بيوتكنولوژي و روش‌هاي به‌نژادي، بتوان بازده و بهره‌وري اين صنعت را افزايش داد، سود كلاني نصيب توليدكنندگان، مصرف‌كنندگان و اقتصاد ملي خواهد شد.
دامپزشكي و بهداشت دام نيز از ديگر حوزه‌هاي مهم بيوتكنولوژي دام، طيور و آبزيان محسوب مي‌شود. طبق آمارهاي موجود جهاني، در سال 2003 سهم بيوتكنولوژي از محصولات و خدمات بهداشت و درمان دام معادل 8/2 ميليارد دلار از مجموع 18 ميليارد دلار كل هزينه‌هاي اين بخش بوده است. پيش‌بيني مي‌شود اين رقم در سال 2005 به 1/5 ميليارد دلار از مجموع 23 ميليارد دلار برسد كه نشان‌دهندة افزايش سهم بيوتكنولوژي از كل بازار مذكور است.

به‌طور كلي، مهم ترين موارد كاربردي بيوتكنولوژي در حوزة دام، طيور و آبزيان عبارتند از:

- توليد واكسن‌ها و داروهاي حيواني
- توليد كيت‌هاي تشخيصي (براي تشخيص بيماري‌ها، خصوصيات مهم جانوري، تشخيص پيش از تولد و غيره)
- انتخاب بر اساس ماركر
- به‌نژادي به كمك بيوتكنولوژي
- ايجاد بانك‌هاي ژن جانوري
- توليد حيوانات تراريخته
- كلونينگ


به نظر مي‌رسد سه مورد نخست از موارد فوق با توجه به نيروهاي انساني، مؤسسات تحقيقاتي و توليدي موجود كشور از امكان‌پذيري بيشتري برخوردار بوده و لذا مي‌توان توجه بيشتري به اين حوزه‌ها معطوف داشت. به‌عنوان مثال، با استفاده از تكنيك انتخاب بر اساس ماركر مي‌توان در بدو تولد تشخيص داد كه يك دام دوقلوزا هست يا خير. در صورت اطلاع از اين موضوع، مي‌توان از دام‌هاي دوقلوزا در ازدياد نسل و از ساير دام‌ها در توليد فرآورده‌هاي ديگر استفاده كرد. در اين‌صورت، به جاي تحميل 50 ميليون گوسفند به مراتع كشور كه در نهايت منجر به توليد 30 ميليون بره شوند، مي‌توان با 20 ميليون گوسفند به اين بازدهي دست يافت و فشار بر مراتع را تا حد زيادي كاهش داد.

 

توانمنديها و كاربردهاي بيوتكنولوژي دام در كشور

ايران به لحاظ دامپروري و توليد فرآورده‌هاي دامي داراي مزيت نسبي است؛ به طوري‌كه تقريباً تمام دام‌هاي ارزشمند، در ايران قابل پرورش و نگهداري هستند. اين مزيت، صنعت توليد دام و فرآورده‌هاي آن را در كشور در زمرة صنايع پردرآمد و مهم قرار داده است. در اين بين بيوتكنولوژي با توجه به كاربردهاي وسيع آن مي‌تواند در پيشبرد و ارتقاي صنعت مذكور نقش به‌سزايي ايفا نمايد. دكتر نجاتي، عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات علوم دامي كشور، در گفتگو با گروه بيوتكنولوژي شبكة تحليلگران تكنولوژي ايران، قابليت‌هاي بيوتكنولوژي دام در كشور را چنين عنوان نمود:

 

مسير تكامل بيوتكنولوژي در دو برهة زماني قابل بررسي است:


1
- بيوتكنولوژي سنتي كه از ديرباز در زندگي بشر تأثيرگذار بوده و مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. روش‌هايي مانند توليد ماست، پنير، خمير، الكل و غيره در اين دسته قرار مي‌گيرند.
2- بيوتكنولوژي نوين كه با عنايت به پيشرفت‌هاي علم ژنتيك و روش‌هاي مولكولي به وقوع پيوست و در آينده با زندگي بشر بيشتر عجين خواهد شد. ماركرهاي مولكولي، مهندسي ژنتيك، كشت بافت و جنين، تكنولوژي
DNA نوتركيب و غيره، جنبه‌هاي مختلف بيوتكنولوژي نوين هستند كه بر سلامتي، تغذيه و محيط زيست نوع بشر تأثيرگذار هستند.

بيوتكنولوژي نوين در ايران در مراحل ابتدايي خود قرار دارد؛ به‌ويژه بيوتكنولوژي دام كه جوان‌تر از همتايان خود در بخش گياهي و پزشكي است. در واقع، در حوزة كشاورزي، بيوتكنولوژي دام تحت‌الشعاع بيوتكنولوژي گياهي قرار گرفته است. هر چند بخش گياهي بيوتكنولوژي در جاي خود حايز اهميت است، اما قابليت‌هاي بيوتكنولوژي دام در كشور نيز در حدي هست كه بتواند مورد توجه ويژه قرار گيرد.

اهميت اقتصادي دامپروري در كشور

طبق آمارهاي رسمي، سهم بخش كشاورزي از توليد ناخالص ملي حدود 25 درصد است كه از اين ميزان، 45 درصد مربوط به دامپروري است. با اين تفسير، حدود 11 درصد از توليد ناخالص ملي از دامپروري تأمين مي‌شود؛ ضمن اينكه از سطح اشتغال‌زايي بسيار بالايي نيز برخوردار است.

اگر بخواهيم به جزئيات دامپروري در كشور اشاره نماييم، بايد اضافه كرد كه حدود 7 تا 8 ميليون رأس گاو و 70 تا 80 ميليون رأس گوسفند و بز در كشور وجود دارد. در كنار اين، سالانه حدود 800 ميليون تا يك ميليارد قطعه مرغ در كشور توليد مي‌شود. سهم توليدات اين ميزان دام و طيور با احتساب فرآورده‌هاي آنها در حدود 7 تا 8 ميليارد دلار مي‌باشد كه رقم قابل رقابتي با ‌درآمدهاي نفتي است.

حال اگر به كمك فناوري زيستي بتوان بازدهي و بهره‌وري اين صنعت را افزايش داد، سود كلاني نصيب توليدكنندگان، متخصصين امر و كشور خواهد شد. به‌عنوان مثال، سالانه حدود يك ميليارد دلار، واردات "دان طيور" است. حال اگر يك محقق يا مؤسسه تحقيقاتي بتواند 20 درصد در مصرف دان كشور صرفه‌جويي نمايد كه قابل انجام است، سالانه مبلغ 200 ميليون دلار صرفه‌جويي ارزي در بر خواهد داشت.

يا به‌عنوان مثال ديگر، ميزان توليد شير در كشور سالانه معادل 5 ميليون تن است. حال اگر بتوان توليد شير گاوها را 5 درصد افزايش داد كه اين نيز قابل انجام است، سالانه 250 هزار تن توليد شير كشور افزايش مي‌يابد كه ارزش آن معادل 50 ميليارد تومان است.

مثال‌هايي از اين قبيل در صنعت دامپروري و توليد فرآورده‌هاي دامي بسيار است، اما بايد بتوانيم راهكارهاي بهبود چنين سيستم‌هايي را بيابيم و به‌كار گيريم. مطمئناً فناوري زيستي مي‌تواند در بهينه‌سازي و ارتقاي روش‌هاي توليد و كسب ثروت، موفقيت زيادي ايجاد نمايد. جهت تبيين اين موضوع، در ادامه چند مثال از قابليت‌ها و كاربردهاي بيوتكنولوژي در دامپروري كشور ارايه شده است:

موارد عملي كاربرد بيوتكنولوژي دام و آبزيان

اصلاح و به‌نژادي دام‌ها

امروزه بيوتكنولوژي به عنوان يك ابزار قدرتمند در اختيار "به‌نژادگران دام" قرار دارد. تكنيك‌هاي نوين بيوتكنولوژي و تلفيق آنها با روش‌هاي كلاسيك به‌نژادي، مي‌تواند سرعت، دقت و هزينة اصلاح دام را بهبود بخشد. اين فنون از قبيل همسانه‌سازي (Cloning)، توليد حيوانات تراريخته، انتخاب بر اساس ماركرها (Marker Assisted Selection)، تعيين تنوع گونه‌ها و نژادها و غيره

 

 

 

 

سیستم های تهویه و محاسبه آن

سیستم های تهویه :

عرضی – طولی – سقفی – فن جت

  1. سیستم عرضی :

معمولا برای سالن های با عرض کمتر از 12 متر تعبیه می کنند که منسوخ شده است . یک قسمت هواده وقسمت دیگر هواکش ،هواده ها وهواکش ها در دیواره طولی قرار گرفته است .

  1. سیستم طولی :

برای سالن های با طول حداکثر 60 متر تعبیه می شوند ،ابتدای سالن هواده وانتهای سالن هواکش ویا برعکس ، اگر سالن بیش از 60 متر باشد هواده ها در وسط قرار داده می شود و هواکش ها در انتها قرار می گیرد .

  1. سیستم سقفی :

در مناطق خیلی گرم ویا خیلی سرد به کار می رود که ما در سقف هواده ویا هواکش قرار می دهیم وبستگی به شرایط اقلیمی دارد .

در مناطق خیلی سرد : هواده ها روی سقف وهواکش ها روی دیواره های جانبی ، چون هوای گرم سبک است وتوسط هواده هوای گرم برمی گردد ، هواکش ها 60 سانتی متر از زمین فاصله دارند .

در مناطق خیلی گرم : برعکس است هواده ها در دیواره جانبی وهواکش ها رادر سقف قرار می دهیم .

  1. سیستم فن جت :

یک منبع به عنوان تولید هوای گرم ویا سرد در خارج از سالن داریم ودر داخل سالن از کانال هایی استفاده می کنیم که قطر آن 50 – 100 سانتی متر است وکانال را از سقف به فاصله 30 سانتی متر آویزان می کنند وابتدای کانال به مبدل حرارتی وصل شده ، در کانال منافذی داریم که قطر آن بین 5 – 20 سانتی متر است وهوای گرم یا سرد باشدت از این منافذ وارد سالن می شود .

محاسبه ظرفیت هواکش ها :

بر مبنای ظرفیت CFM  ویا CMM محاسبه می شود .

CFM : به ازای هر پوند ( 454 گرم ) وزن زنده طیور ، به ازای هر درجه فارنهایت دمای محیط 0.012 فوت مکعب در دقیقه جریان هوا لازم است .

براساس پارامتر های زیر تهویه محاسبه می شود :

  1. حداکثر دمایی که ما می خواهیم .
  2. حداکثر وزنی که در سالن می خواهیم .
  3. نوع سیستم پرورش .

نکته : در سیستم های ویندولس ( بسته ) 60 درصد به عدد CFM  اضافه می شود .

مثال :

جهت ساختن سالن پرورش طیور باسیستم بسته به ابعاد 60 در 12 متر باضرفیت پرورش 3000 قطعه مرغ مادر گوشتی که حداکثر وزن برای هر قطعه به 3.5 کیلو گرم می رسد در منطقه ای با حداکثر درجه حرارت 40 درجه سانتی گراد قرار دارد مشخصات هواکش ها را محاسبه کنید .

3000* 3.5 = 10500 کیلو گرم

10500* 7.49 = 78645 متر مکعب در ساعت ( جریان هوا )

78645 /60 (دقیقه )= 1311 متر مکعب در دقیقه

 

در جدول ( دمای 40 درجه = 7.49 جابجایی هوا )

نکته : محاسبه تعداد هواکش ها طول سالن تقسیم بر عرض سالن.

1 متر مکعب = 35.2 فوت مکعب

1 فوت مکعب = 0.0284 متر مکعب

1 پوند = 454 گرم

 

انتخاب هواکش ها :

برای انتخاب هواکش ها توصیه می شود هواکش هایی با تعداد بیشتر وقدرت کمتر استفاده شود روش دیگر محاسبه هواکش ها از تقسیم طول سالن به عرض سالن بدست می آید .

اگر قدرت موتور هواکش 1.8 اسب بخار باشد وقطر پره 30 سانتی متر ، تعداد دور در دقیقه 1725 است و ظرفیت جریان هوا 47 متر مکعب در دقیقه است .

اگر قدرت موتور آن 1.4 اسب بخار باشد وقطر هواکش 46 سانتی متر باشد ظرفیت جابجایی هوا 82 متر مکعب در دقیقه است .

اگر قدرت موتور 1.2 اسب بخار باشد وتعداد دور در دقیقه 412 باشد وقطر آن 90 سانتی متر باشد مقدار ظرفیت جابجایی هوا 340 متر مکعب در دقیقه است.

انتخاب هواکش در زمستان یا تابستان :

  1. استفاده از رئوستا که روی فن نسب شده وقدرت موتورراتنظیم می کند .
  2. تعداد هواکش ها را بر اساس تجربه روشن نگه می دارند.

نکته : هواکش ها وهواده ها معمولا باید پشت به باد نسب شوند تا در موقع کار کردن فشار باد مانع از کارکرد صحیح آنها نشود .

نکته : محل نسب هواکش ها بستگی به شرایط محیطی واقلیم دارد ومعمولا باید در ارتفاعی ازسالن نسب شود که به خوبی انتقال هوا را انجام دهد وقابل تمیز کردن باشد که معمولا هواکش ها وهواده ها رادر ارتفاع 60 – 90 سانتی متری از کف نسب می کنند وبرای یکنواختی تهویه مخصوصا در روش تهویه عرضی فاصله دو هواکش حداکثر از هم بیشتر از 10 متر نباشد ، در سیستم تهویه با فشار منفی توصیه می شود در منطقه های سرد سیر هواکش ها در نزدیکی کف وهواده ها در سقف ودر مناطق گرمسیر بلعکس است .

محاسبه گرمای مورد نیاز در سالنهای مرغداری

محاسبه گرمای مورد نیاز در سالن :

- استفاده از : بخاری - هیتر مرکزی – سیستم های تابشی

- واحد بین المللی گرما در مرغداری ها BTU است : 1BTU=3.968 Kcal

- در زمستان به علت این که هوای کمتری برای تهویه سالن مورد نیاز است معمولا باید دورترین هواکشها به منبع حرارتی کار کند وروشن باشد تا هوا به طور یکنواخت در سالن پخش شود .

- هر چه تعداد هیتر باقدرت کمتر بیشتر داشته باشیم بهتر است چون احتمال دارد در یکی از انها مشکل پیش اید ومی توان از دیگری استفاده کرد .

میزان نیاز گرما : 1 متر مکعب = 60 کیلو کالری

مثال :

برای تامین حرارت سالنی با ابعاد 55 در 11 در 3 متر منبع حرارتی با چه قدرتی در این سالن مورد احتیاج است .

55*11*3=1815*60=108900 کیلو کالری هیتر باید خریداری شود

108900/3.968= 27444.5 BTU

سطح مورد نیاز برای واحدهای پرورش طیور : به موارد زیر بستگی دارد :

- نوع پرنده پرورشی

- سن پرنده

- حداکثر وزن زنده در سالن

- روش نگهداری

- شرایط اقلیمی ومحیطی سالن

نکته : تعداد پرنده پرورشی در هر متر مربع 11 -18 قطعه بسته به شرایط مختلف است .

برای تخمین ظرفیت یک سالن به فاکتورهای زیر احتیاج است :

- سیستم تهویه ونوع تامین اکسیژن

- منبع تامین حرارتی چگونه است

- اقلیم منطقه چگونه است

- نوع گله مادر ونوع نژادی که استفاده می کنیم